حامیان علمی و معنوی

ویژگی های خانواده سالم

10 شهریور 1395

به نقل از دبیرخانه نخستین همایش بین المللی روانشناسی ایران:

 ويژگي هاي خانواده سالم در برخورد با مشکلات عبارتند از: 

توجه به زمان اکنون و اجتناب از مراجعه به سوابق امر
اجتناب از پرگويي و نپرداختن به جزئيات 
اجتناب از داوري يکطرفه 
صداقت داشتن و توجيه واقعيت ها به جاي کمال طلبي 
اجتناب از سرزنش و پرخاشگري 
گوش دادن پويا
پرداختن به يک موضوع بخصوص در هرزمان 
توجه به راه حل به جاي تلاش براي اثبات نظريه خود
در چنين خانواده هايي احساسات رنج آور از قبيل ترس , خجالت , خشم , غم , تنفرو... براي مدت طولاني دوام نمي يابد. اگر چه اعضاي خانواده تشويق مي شوند که احساسات خود را بروز دهند, ولي اين ابراز احساسات در جهت کار کردن برروي احساس هاي مزبور و رهايي از آنهاست. اين بدين معني است که آنها براي مثال ضمن اينکه مي آموزند خشم خود را به شکل مناسب ابراز نمايند, بخشيدن را هم ياد مي گيرند.
ارائه راهکارهاي کليدي براي ايجاد يک خانواده سالم
 . از ديدگاه روانکاوي در يک خانواده سالم اعضا» از بلوغ عاطفي نسبتا خوبي برخوردار شده اند و مي توانند به راحتي با يکديگر رابطه برقرار کنند. گفتگو ها دوطرفه , کاملا باز و عاري از پنهان کاري و در پس پرده سخن گفتن يا طعنه زدن مي باشد. آنها خواسته هاي خود را به راحتي بيان کرده و افراد خانواده به نيازهاي يکديگر توجه نموده و اهميت مي دهند. همين امر نيز باعث ايجاد تفاهم , يک رنگي و همدلي بين آنها مي شود. در اين خانواده ها همسران از روابط جنسي خود رضايت داشته و در روابط جنسي خود فقط به دنبال ارضا» غرايز نيستند بلکه صميميت را نيز در آن دنبال مي کنند. در روان شناسي فردنگر اعضاي خانواده به حقوق ديگران توجه کرده و براي خواستهاي هم ارزش قائل مي شوند, در بين آنها حس همکاري ديده مي شود و همگي در جهت پيشرفت و تعالي يکديگر تلاش مي کنند, در تمام امور ملاحظه همديگر را کرده و ارتباط صميمي و عاري از رقابت هاي غير سازنده و رسيدن به برتري جوئي به صورت بيمارگون و غير قابل قبول براي اجتماع مي باشد. روابط درون خانوادگي خالي از پرخاشگري , انتقام و سلطه گري است, در نتيجه سبک هاي زندگي سالم همراه با نشاط و آرامش شکل مي گيرد و افراد هرگز با اضطراب , وسواس , عزت نفس پائين و احساس حقارت دست و پنجه نرم نمي کنند. ديدگاه اصالت وجودي تاکيد بر انتخاب عاقلانه دارد و معتقد است بايد به افراد اجازه داد تا عمل درست را انجام دهند و عملي درست در نظر گرفته مي شود که بر اساس انتخاب آزاد صورت گرفته باشد و در صورتي نادرست است که ديگران قصد و انگيزه آن را انتخاب کرده باشند.   نظريه انسان گرايي معتقد است در خانواده هايي که از روابط سالم برخوردارند اعضا» در ارتباطاتشان به يکديگر اهميت داده و در صورتي که مکالمه اي بين آنها رد و بدل شود فعالانه به حرفهاي طرف مقابل گوش فرا مي دهند. در برداشت نسبت به ديگران دست به تحريف نمي زنند و يکديگر را نه به اين خاطر که مطابق شرايط ارزشي خودشان هستند بلکه به خاطر خودشان با همان خصوصيات و ارزشها دوست دارند. به اين ترتيب هيچ گاه شرايط ارزشي خود را به ديگران تحميل نمي کنند و به دنبال کشف نواقص طرف مقابلشان بر نمي آيند و همين امر باعث مي شود براي ابراز محبت شرايط محدود کننده اي ايجاد نکنند. نظريه درماني گشتالت بر آن است که اعضاي خانواده اي که دربين آنها روابط سالم حکمفرماست , هرگز سعي نمي کنند خود واقعيشان را پنهان کنند. به عبارتي نقاب نمي زنند و نقش بازي نمي کنند بلکه خودشان را آنطوري که هستند براي خودشان و ديگران آشکار مي سازند. سعي نمي کنند چيزي ديگري باشند و از آنچه هستند رضايت دارند و به تفاوت هاي خود با ديگران به شکل راهي براي رشد نه براي تعارض نگاه مي کنند . آنها نيز باور دارند که در يک رابطه قرار نيست تمام جنبه هاي فرد ديگر را بپذيريم زيرا کاملا متوجه اين نکته هستند که چنانچه خصوصيتي در يک فرد ديگر مورد تائيد ما نباشد آن ويژگي مي تواند ناشي از افکار ما باشد نه اينکه ناشي از اشکال در ديگري. تحليل تبادلي بدان باور دارد که در خانواده نهايي که روابط سالمي بين آنها برقرار است صميميت مبتني بر مبادله دو جانبه و بدون ساختار و فاقد بهره کشي مي باشد. آنها به طور آزادانه و بدون چارچوب به نوازش هاي آزادانه يکديگر دست مي زنند و هرگز در صدد تاييد خوب نبودن خودشان با ديگران نيستند .  در اين خانواده ها روابط به نحو شايسته ايي پيش مي رود چرا که افراد بر حسب تبادل هاي کودک با کودک , بالغ با بالغ, والد با والد عمل مي کنند. و اين تبادل ها مکمل يکديگر مي باشند و ارزش زيادي براي حفظ تعادل سالم در اين خانواده ها دارد. رويکرد رفتاري مي گويد از آنجايي که اضطراب عامل اختلال رفتاري است, در بين اعضا» خانواده سالم اضطراب ديده نمي شود بلکه آنها از يک آرامش نسبي برخوردارند . لذا هرگز اضطراب ياد گرفته و تقويت نمي شود. در نتيجه ديگر جايي براي تعميم دادن آن باقي نمي ماند. افراد خانواده از يک سلامت جسماني و رواني نسبتا خوبي برخوردارند و تحريک پذيري مانند فوبي , عدم تمرکز و حافظه مختل, کژکاري جنسي , واکنش هاي فيزيولوژيکي و کارکردهاي بدني مختل که همه ناشي از اضطراب است, ديده نمي شود . نظريه عقلاني - عاطفي اعتقاد دارد که در افکار افراد يک خانواده سالم, تفکر هاي غير منطقي جايي ندارد و آنها با قدرت فکر و انديشه خود, افکار و باورهاي عقلاني و منطقي را در خود شکل مي دهند, به اين ترتيب هرگز مضطرب و پريشان احوال نمي شوند. گرچه عوامل فرهنگي و محيطي براي شکل گيري چنين افکاري فرد را مستعد مي سازد اما در اين خانواده ها با آموزش هاي صحيح از شکل گيري افکار غير منطقي در بين اعضاي آن جلوگيري مي شود . عشق در بين زن و شوهر در چنين خانواده هايي به صورت جبر مطلق نيست و اين باعث عدم وجود عشاقي مضطرب و پرتوقع و وابسته مي گردد . آنها به خوبي مي دانند که انحصار طلبي و تصاحب کردن يکديگر باعث شکل گيري حسادت , همسر غير قابل اعتماد مي شود و به اين ترتيب از ادامه يک زندگي سالم جلوگيري مي کند . درنتيجه هرگز در صدد تصاحب يکديگر نيستند بلکه در عشق و روابط زناشويي و جنسي خود کاملا آزادند و در عين آزاد بودن است که به يکديگر متعهد مي مانند. در نهايت رويکرد سيستمي نيز معتقد است که يکايک اعضاي يک خانواده سالم به خوبي مي دانند که اين آرامش و سلامت خانوادگي خود را بايد مديون برقرار کردن رابطه با يکديگر بدانند. زن و شوهر با خانواده همسر خود رابطه برقرار مي کنند و در حاليکه آنها يک جدايي نسبي را از خانواده پذيرا هستند به همين نسبت خانواده همسرشان آنها را به عنوان يک عضو جديد مي پذيرند . در چنين خانواده هايي مرزها مشخص مي باشد. نه تعريفي از يک خانواده گسسته شامل حال آنها مي شود که عدم انعطاف پذيري را به دنبال دارد و نه تعريفي از يک خانواده بهم تنيده که براي تغيير يک نفر از اعضا» مجبور باشيم مقاومت ساير اعضا رانيز بشکنيم.

محدوده وظايف يک خانواده شامل وظايف پايه اي , وظايف توسعه اي و وظايف بحراني مي باشد. وظايف پايه اي مرتبط است با مهيا کردن غذا , پول , لباس و ديگر احتياجات خانواده ها. وظايف توسعه اي شامل مراحل رشد فردي و خانوادگي مي شود . مراحل رشد فردي شامل : کودکي , بچگي , و نوجواني و جواني و بزرگسالي مي شود. وظايف توسعه اي خانوادگي مراحلي هستند که در چرخه زندگي خانوادگي وجود دارند. اين مراحل شامل ازدواج , زندگي قبل از بچه دار شدن , خانواده بچه دار, خانواده با بچه مدرسه اي, خانواده با نوجوان, مرکز مشروع خانواده ها. سالهاي مياني تشکيل خانواده و سالهاي سالخوردگي خانواده مي باشد. وظايف بحراني شامل اتفاقات سخت و ناگوار خانوادگي همچون بيماري , بيکاري , تصادف و يا مرگ مي شود.
خانواده هاي سالم مي توانند خود را با فشاره و تنش هاي موجود زندگي سازگار کرده و خود را وفق دهند و در نتيجه مي توانند يک محيط سالم خانوادگي را مهيا کنند. تحقيقات انجام شده مشخصات مختلف خانواده اي موفق را نشان مي دهد. خانواده هايي که در اين محدوده خوب عمل کنند , مشکلات کمتري دارند و راحت تر قادرند تا با مشکلاتي که با آن مواجه مي شوند برخورد کنند. حل مسئله به عنوان توانايي خانواده براي حل مشکلاتي در سطح خاصي که بتواند عملکرد موثر خانواده را حفظ کند تعريف مي شود.درباره نخستین کنگره بین المللی روانشناسی ایران اطلاعات بیشتری کسب نمایید . 

 

برچسب ها :  کنگره ملی روانشناسی ،احساسات ، آمیگدال ، پردازش ،غریزه ،اوربیتوفرونتال، شلوغ ، خالی بودن،استثنا ، هنجار ، ناهنجاری ، پرخاشگری ، رهگذر ، روان شناس جنایی ، زودرنجی ، آسیب پذیری ، منافع ، احمق ، حماقت ، خودشیفتگی ، جامعه شناس ، طبقه اجتماعی ، محورهای همایش ملی روانشناسی، درباره 


191
مطالب مرتبط


لطفا با تكميل فرم ، نظرات ، پيشنهادات و انتقادات خود را در مورد مطلب منتشر شده با ما در ميان بگذاريد.
پيام شما پس از تاييد توسط مدير سايت ، منتشر خواهد شد.
 

 
Captcha


 
پوستر
معرفی مجلات



تماس با ما

021-36621318

021-36621319

 

02189786524

conf.ntpco[at]gmail.com

مرکز همایش های بین المللی توسعه ایران