حامیان علمی و معنوی

تماس با ما

02133699093-4 

09193519331

 

 

02189786524

conf.ntpco[at]gmail.com

عواقب بي تفاوتي به تفاوت فرهنگي در ازدواج

12 شهریور 1394

عواقب بي تفاوتي به تفاوت فرهنگي در ازدواج

فرهنگ يعني بايدها و نبايدهايي که به ما مي گويد چه چيزي درست است و چه چيزي غلط. فرهنگ به معناي مجموعه آداب و رسوم، سنت ها، اخلاقيات، مراسم و ... يک قوم و ملت است. از آن جا که فرهنگ هاي مردم شهرها و حتي بعضي محله ها با هم متفاوت است، بايدها و نبايدهاي آن ها نيز فرق مي کند. بي شک ازدواج بزرگ ترين و مهم ‏ترين حادثه زندگى هر انساني است و موفقيت يا شکست در آن سرنوشت ساز خواهد بود. ازدواج و زندگى مشترک وقتى ثمر بخش، سودمند و ماندگار است که روحيه‏ ها و طرز تفکر دو طرف، همسو و نزديک باشد. در غير اين صورت، زندگي مشترک نمي تواند زمينه ساز آرامش روحي و رواني طرفين باشد.
-

اهميت شباهت فرهنگي قابل کتمان نيست

تفاوت در زمينه هاي فرهنگي در ايران، يکي از مهم ترين عوامل زمينه ساز طلاق هاست. شباهت ارزش هاي فردي و اجتماعي، آداب و رسوم، رفتار و سلوک و حتي آداب لباس پوشيدن و غذا خوردن زن و شوهر مي تواند زمينه هاي همدلي بيش تر را بين آن دو پديد آورد. به همين جهت به ويژه در کشور گسترده ما که در قالب يک فرهنگ و جامعه واحد، از خرده فرهنگ هاي متعدد برخوردار است، توجه به اين امر در مجموعه معيارهاي ازدواج اهميت خاصي دارد و همان طور که اشاره شد تفاوت در آن، زمينه ساز اختلاف هاست.

 

تفاوت فرهنگي خانواده هاي همسران آسيب زاست

تفاوت فرهنگي در بين همسران در 2 سطح مي تواند آسيب زا باشد. سطح اول تفاوت فرهنگي در بين خانواده هاي همسران است. موضوعي که باعث انواع اختلافات و سوء تفاهم ها در بين زن و شوهر مي شود و خود را بيشتر در قالب اختلاف نظر در برگزاري مراسم مشترک، برخورد اجتماعي همسران و رعايت قوانين پيدا و پنهان خانوادگي نشان مي دهد. اين موضوع همواره ناخوشايند است و گاه تا پايان عمر همت همسران، صرف تلاش براي کم رنگ کردن اين تفاوت ها در بين دو خانواده و نيز در رابطه خودشان مي شود.

 

تفاوت فرهنگي زن و شوهر هم آسيب زاست

سطح دوم تفاوت فرهنگي ممکن است در بين خود همسران باشد. در واقع مشکلات در سطح دوم نسبت به مشکلات در سطح تفاوت فرهنگي خانوادگي بسيار عميق تر است و خانواده را به راحتي به از هم پاشيدگي مي کشاند. اگر مشکل تفاوت فرهنگي بين زن و شوهري باشد، حل مشکلات سخت مي شود چرا که هر يک از زوج ها اعتقاد دارند که مشکل از ديگري است و فرد مقابل بايد تغيير کند.

 

شباهت فرهنگي باعث درک متقابل مي شود

اين را هم بايد گفت اگرچه شباهت فرهنگي به تنهايي نمي تواند خوشبختي زن و شوهري را تضمين کند و همچنين نمي توان با قاطعيت گفت که افراد از فرهنگ هاي مختلف نمي توانند با هم ازدواج کنند اما بي ترديد تشابه فرهنگي مي تواند نقش مهمي در موفقيت يک ازدواج داشته باشد. به همين دليل دختر و پسر بايد تلاش کنند که خانواده هايشان و خودشان از همه لحاظ به خصوص از لحاظ فرهنگي با هم سنخيت و تناسب داشته باشند تا بهتر يکديگر را درک کنند. به گزارش فرارو به دليل اهميت تناسب فرهنگي در ادامه، چند نکته در همين باره مطرح خواهد شد که خواندن شان به همه دختر و پسرهاي دم بخت توصيه مي شود.

-
نکات مهم درباره تناسب فرهنگي در ازدواج
 
۱- گاهي پسران و دختران تفاوت هاي زيادي با يکديگر دارند و اين تفاوت ها را ديگران نيز به آن ها گوشزد مي کنند، با وجود همه اين ها، دوست دارند چشمان شان را روي تفاوت ها ببندند و ازدواج کنند اما عشق به فرهنگ و ديدگاه هاي همسر تا ابد باقي نخواهد ماند. اين عشق از بروز اختلاف ها جلوگيري نمي کند و باورها، اعتقادها و هيجان هاي انسان غيرقابل تغييرند.

۲- اين که تصور کنيد همسر آينده تان به خاطر عشق به شما و نفوذ پذيري تان، رفتار و عقايدش را در درازمدت تغيير مي دهد، غلط است. البته تغييرات اندکي رخ خواهد داد زيرا زن و مرد از يکديگر تاثير مي گيرند اما مشکل اساسي وقتي است که يکي از طرفين بخواهد به شکل فعال روي ديگري تاثير بگذارد و او را تغيير دهد. آن وقت است که ناخودآگاه مقاومت ايجاد و دردسر شروع مي شود. همسرتان را همان گونه که هست بايد بپذيريد. متاسفانه در فرهنگ ايراني، پذيرش آموزش داده نمي شود و فرهنگ تحمل را مي آموزيم. فرهنگ تحمل، فرهنگي است که نهايتا به درگيري و مبارزه ختم مي شود و بين زن و مرد فاصله ايجاد مي کند.

۳- برخي پسرها و دخترها با اين که آگاهي کاملي از تفاوت هاي فرهنگي خودشان با طرف مقابل دارند اما جرأت پرداختن به موضوع و موشکافي آن را ندارند و فقط با خود اين جمله را تکرار مي کنند که اميدوارم آن چه که من دوست دارم، اتفاق بيفتد! به طور مثال وقتي پسري مي خواهد به زندگي با مادرش بعد از ازدواج زير يک سقف ادامه بدهد، دختر نيز اعتراض مي کند و پسر مي گويد حال ببينم در زندگي مشترک مان چه مي شود، نمونه بارز همين اشتباه است؛ بنابراين سعي کنيد به همه مسائل و واقعيت هاي زندگي جدي نگاه کنيد و از آن ها به راحتي نگذريد. 

۴- گاهي دختر و پسر در جلسات خواستگاري از پاسخ به بعضي سوال ها طفره مي روند، بحث را به بيراهه مي کشانند يا با طنز موضوع را به پايان مي رسانند. به طور مثال، نحوه رفت و آمد با خانواده طرف مقابل، نحوه خرج کردن پولي که هر دو درمي آورند يا حق کار کردن زن از اين قبيل مسائل است که به دليل تفاوت هاي فرهنگي خانواده ها، جواب هاي صد در صد متفاوتي مي توان به آن ها داد. با شنيدن چنين سوال هايي از سوي طرف مقابل تان، هرگز به آساني از آن نگذريد و به طور جدي از او بخواهيد در اين باره صحبت کند.

۵- اين را هم بدانيد فرهنگ گذراندن اوقات فراغت و تفريح خانواده ها با هم تفاوت دارد. خانواده اي در روز تعطيل و اوقات فراغت در خانه مي مانند، هر فردي به اتاق خودش مي رود و مطالعه يا موسيقي گوش مي کند و خانواده اي ديگر دوست دارند به يک منطقه ييلاقي بروند و اوقات بگذرانند و ... در تعطيلات زن و مرد بيشتر در کنار هم هستند بنابراين مهم است که سرگرمي ها و تفريح هاي شان به هم شبيه باشد.

6- اگر زن و مردي از دو قوم يا دو مليت مختلف قصد دارند با هم ازدواج کنند، حتما بايد هر دو به يک زبان مشترک مسلط باشند زيرا در غير اين صورت احساسات، افکار دروني، ارتباط کلامي و فکري شان قطع خواهد شد و هر دو آسيب خواهند ديد.

7- وقتي فرهنگ متفاوت است، رفتار اقتصادي هم تفاوت خواهد داشت. براي خانواده اي ممکن است نگهداري و ذخيره پول براي روز مبادا از صرف هزينه هاي لوکس و سفرهاي پرهزينه خيلي مهم تر باشد اما در خانواده اي ديگر پول فقط صرف تفريح و لباس مي شود. نبايد در جلسات خواستگاري از بيان نگرش فرهنگي به مسائل مالي هراسي داشت.

منبع:میگنا


991
مطالب مرتبط


لطفا با تكميل فرم ، نظرات ، پيشنهادات و انتقادات خود را در مورد مطلب منتشر شده با ما در ميان بگذاريد.
پيام شما پس از تاييد توسط مدير سايت ، منتشر خواهد شد.
 

 
Captcha


 
پوستر
معرفی مجلات



مرکز همایش